By Batia M. Wiesenfeld/ Naomi B. Rothman/ Sara L. Wheeler-Smith/ Adam D. Galinsky[1]
نوشته: باتيا ويسن فلد و نااومي راتمن و سارا ويلراسميت و ادام گالينسكي
ترجمه: ندا سراج
انصاف در مدیریت یک فضیلت است. پژوهشهای دانشگاهی بسیاری نشان دادهاند که اثربخشترین رهبران کسانی هستند که به کارکنان حق اعتراض میدهند و با آنها با احترام و یکسان برخورد و بر اساس اطلاعات کامل و دقیق تصمیمگیری میکنند.
اما هزینه پنهانی برای این رفتار وجود دارد. ما دریافتیم با آنکه افراد به مدیران منصف احترام میگذارند، اما تصور میکنند آنها نسبت به دیگر مدیران قدرت کمتری دارند (قدرت کنترل منابع و توانایی پاداش و تنبیه کمتری دارند) و ممکن است شانس دستیابی به نقشهای رهبری خاص، کلیدی و جدالآمیز را از دست دهند.
پژوهش ما که دربرگیرنده مطالعات آزمایشگاهی و پاسخهایی از صدها کارمند و تصمیمگیرنده سازمانی است با پرسش قدیمی «مدیران باید باجذبه باشند یا دوستداشتنی؟» آغاز شد. ما یک گام جلوتر رفته و پرسیدیم «آیا میتوان احترام و قدرت را همزمان بهدست آورد؟» دریافتیم دستیابی همزمان به آنها کار دشواری است.
[1] . باتیا ویسنفلد، استاد دانشگاه و سارا ویلراسمیت، دانشجوی دکترا در دانشکده کسبوکار استرن وابسته به دانشگاه نیویورک است. آدام گالینسکی، استاد دانشکده مدیریت در دانشگاه نورثوسترن است.