by Michael Yaziji
نوشته: مایکل یازیجی
ترجمه: مهندس فضل اله امینی
شركتهای چندملیتی نیروی پیشران پروژه جهانیشدن هستند. اما همین شركتها كانون پیامدهای ناگوار جهانیشدن نیز هستند. از جمله آن پیامدها میتوان از بحران ارز، آلودگیهای فرامرزی و صید بیرویه آبزیان یاد كرد.
این نابسامانیها ازآنرو سامان نمییابند كه بهسامانكردن آنها از عهده یك دولت بهتنهایی برنمیآید. سازمانهای فراملیتی نیز نشان دادهاند مرد این میدان نیستند.
سازمانهای غیرانتفاعی و غیردولتی این وظیفه را بهعهده گرفتهاند. آنها برای دگرگونكردن سیاستها از وسایل جدید ترغیب برای اثرگذاری بر عواطف مردم و جلب توجه آنها به كارهای بازرگانان بینالمللی، تولیدكنندگان و سرمایهگذاران استفاده میكنند. شركتها میتوانند به جای مقابله با سازمانهای غیردولتی، ضمن مشاركت با آنها از پیامدهای پرهزینه این كشمكشها بپرهیزند و از سرمایه آنها برای كسب مزیت رقابتی بهرهمند شوند. بااینهمه، تاكنون بیشتر شركتها نتوانستهاند بهخوبی از پس سازمانهای غیرانتفاعی برآیند. شركتهای بزرگ با شیوههای رقابت مبتنی بر ویژگیها و قیمت فراوردهها آشنا هستند، اما كانون حمله سازمانهای غیرانتفاعی، شیوه تولید و دامنه نشر و نفوذ آن است و این مقولات معمولاً جنبه اقتصادی ندارند. همچنین سازمانهای غیرانتفاعی قادرند تواناییهای رقابتی متداول شركتها )مثل حجم بازار یا گیرایی انگهای تولیدی آنها) را به مسئولیت بدل كنند. زیرا هر چه شركتها از نظر ثروت و شهرت جایگاه بهتری داشته باشند، برای اینگونه سازمانها هدف بهتری هستند .
سازمانهای غیردولتی كه در اثر كامیابیهای خود جریتر شدهاند، اینك دنبال آرمانها و انگیزههای جدید میگردند. شركتها میتوانند به جای رودررویی، با این سازمانها همكاری كنند و از تواناییهای عمده آنها (مثل مشروعیت، آگاهی از نیروهای اجتماعی، شبكههای متمایز و دانش فنی خاص) بهرهمند شوند. اگر شركتها بتوانند سازمانهای غیردولتی را متحد و همپیمان خود كنند، میتوانند روند نوآوریهای خویش را شتاب بخشند، آهنگ دگرگونی در تقاضا را پیشبینی كنند، به قوانین و مقررات موثر بر كار خود جهت دهند و برای صنایع خود معیارهای فنی و نظارتی وضع كنند.