BY Reuben e. slone
نوشته: ریوبن اسلون
ترجمه: محمدرضا دلجویه
فقط پنج سال پیش بود كه کارمندان فروش شركت ویرپول، كاركنان زنجیره تامین را «مانع فروش» مینامیدند. اكنون، این شرکت در رساندن محصولات به مقصد درست و در زمان مناسب (در عین پایین نگهداشتن موجودی انبار) بهبودی شگرف داشته است. چهطور این اتفاق افتاده است؟ ریوبن اسلون، معاون «زنجیره تامین جهانی» ویرپول كه از نزدیك با مسئله درگیر بوده، شرح میدهد كه چگونه او و همكارانش، استراتژی زنجیره تامین درست را تدوین، آن را برای همكاران تبیین و در نهایت پیاده كردند.
اسلون اصرار داشت كه كانون اصلی استراتژی، رضایت مصرفكنندگان انتهای زنجیره تامین است. بیشتر برنامههای زنجیره تامین برعكس عمل میكنند: آنها از فعالیتهای زیربنایی تولید شركت شروع میكنند. از طریق مجموعهای از مصاحبهها با مشتریان تجاری كوچك و بزرگ، تیم اسلون 27 قابلیت مختلف را شناسایی كرد كه منشا ادراكات صنعت از عملكرد ویرپول بودند. استون كه میدانست هدف قراردادن سطح عملكرد جهانی همه این قابلیتها معقول نیست، هزینههای برتری یافتن در هر یك از آنها را سنجیده و تركیبی از اقداماتی را یافت كه مزیت رقابتی همهجانبه ایجاد میكردند.
یكدفتر مدیریت پروژه بسیار منضبط و آموزش وسیع درزمینه مدیریت پروژه، برای همسویی با بودجه و سودآوری اهمیت بسیاری دارند. اسلون مسیر مناسبی به گروه معرفی كرد تا بتوانند به وضعیت امروز برسند: آنها باید هرماه روی سه قابلیت كار میكردند. اسلون تاكید دارد این داستان، روایتی درباره تكنولوژی نیست و بیشتر شیبه «رنسانس نخبگان» است. امروزه افراد افتخار میكنند بخشی از تشكیلات زنجیره تامین ویرپول باشند و نسل جدید نخبگان، مزیت رقابتی را برای آن در سالهای پیشرو بهارمغان خواهد آورد.