رشد در بازاری جنبی، دشوارتر از آن است كه بهنظر میرسد. در سهچهارم موارد، چنین تلاشهایی با شكست روبهرو میشوند. اما شركتها میتوانند این دشواریها را بهطرز چشمگیری تغییر دهند. نتایج مطالعهای پنجساله در زمینه رشد شركت كه توسط موسسه بِین و شركا انجام شد، نشان میدهد گسترش فعالیت جنبی فقط زمانی موفق میشود كه در اطراف كسبوكارهای اصلی و نیرومندی شكل گیرد كه امكان تبدیل به رهبران بازار را دارند. بهترین مكان برای جستوجوی فرصتهای جنبی، در بین قویترین مشتریان یك شركت است. این مطالعه، همچنین مشخص كرد موفقترین شركتها، با بهدست آوردن فرمولی برای گسترش مرزهای كسبوكار اصلی خود به روشی قابلپیشبینی و تكرارپذیر، میتوانند بهطور مستمر و سودآورانه، رقبای خود را پشت سر گذارند.
شركتها، فرمولهای تكرارپذیری خود را برای گسترش فعالیت در تعدادی از فعالیتهای جنبی بهكار میگیرند. بعضی شركتها به حركتهای مكرر جغرافیایی دست میزنند، مانند كاری كه وُدافون در سیزده سال گذشته برای گسترش فعالیت خود از یك بازار جغرافیایی به بازاری دیگر انجام داده است و درآمد خود را از یك میلیارد دلار در سال 1990 تا 48 میلیارد دلار در سال 2003 افزایش داده است. گروهی دیگر، یك مدل كسبوكاری برتر را برای بخشهای جدید فعالیت خود بهكار میگیرند. بهطور مثال، شركت دِل مدل ارتباط مستقیم و بدون واسطه با مشتری را بهطور مكرر برای بخشهای جدید مشتریان و گروههای جدیدی از محصولات بهكار گرفت. در سایر موارد، شركتها از رویكردهای چندگآنهای بهره میگیرند. شركت نایك، انواع متفاوتی از حركتهای جنبی را بهاجرا درآورد: فعالیت خود را به بخشهای جنبی گسترش داد؛ محصولات جدیدی عرضه كرد، مجاری توزیع جدیدی را توسعه داد و سپس، وارد بازارهای جغرافیایی همجوار شد.