By Don Moyer
نوشته: دون مویر
ترجمه: علی شیوازاد
امروزه بيكاري بيداد ميكند. از اين رو، شركتها ميتوانند از ميان مجموعه بزرگي از نخبگان در دسترس انتخاب كنند. اما در ژوئن 2009، دانا ماتيولي در مقالهاي در والاستريتجورنال گزارش داد، «بسياري از كارفرمايان، بيكارها را دور ميزنند و كساني را هدف قرار ميدهند كه سر كار هستند. استدلال آنها چنين است كه اين بازماندگان همان كاركنان زبده هستند.»
شكار غيرقانوني شايد در كوتاهمدت جواب دهد، اما روي تاريكي هم دارد: يافتن افراد زبده ميتواند بسيار گران تمام شود و وقتي اين تازهواردان مسيرهاي شغلي را اشغال ميكنند، نخبگان خانهزاد را از شركت فراري ميدهند. شكار غيرقانوني همچنين شركتها را از پرورش كاركنان خود منصرف ميسازد: همانطور كه پيتر كاپلي در مقاله «مدیریت استعدادها در قرن بیستویکم» مينويسد، «كارفرماياني كه شاهد خروج كاركنان خود هستند، بيشتر از پيش از سرمايهگذاري در پرورش كاركنان عقب مينشينند.»