ترجمه: مینا هامون[2]
آمریتا تریوِدی نمیتوانست با استراقسمع به بحث داغ بیرون دفترش کمکی کند. او بهعنوان مدیرکل دفتر هند کی.جی.دی.وی (شرکت برونسپاری پردازش دانش جهانی) همیشه بحث سالم را در گروه خود تشویق کرده بود، اما از آنچه سرپرست منابع انسانی شرکت، ویجی نایاک و مدیر ارشد پروژه او، مت پارکر، دربارهاش در راهرو سخن میگفتند شگفتزده شده بود.
مت گفت: «این بهرهای است که آنها بردند. ویجی، آنها افراد سختکوشی هستند، اینطور نیست که ما افراد دلخواه خود را برمیگزینیم و آنها را به خانه میفرستیم تا تلویزیون ببینند و کلوچه درست کنند.»
ویجی پاسخ داد: «اما ما داریم سیستمی دوگانه ایجاد میکنیم. افرادی که در دفتر ماندهاند احساس دلسردی میکنند. آنها هم میخواهند در منزل کار کنند و نمیدانند چرا نمیتوانند.»
مت آشکارا فریاد زد: «آنها هم وقتی یاد بگیرند خواهند توانست.»
آمریتا در را باز کرد و گفت «ویجی آیا برای جلسه حاضری؟» مت با ترس عذر خواست و دور شد. «این همه بحث درباره چه بود؟» آمریتا پرسید و ویجی نشست. او گفت «مت از نفرات کار در خانه است.»
کی.جی.دی.وی با داشتن دفترمرکزی در نیوجرسی و دفتر دیگری در مانیل، گسترهای از خدمات از جمله تحقیقات حقوقی و بازار را عرضه میکرد، اما بزرگترین و روبهرشدترین کسبوکار آن در خدمت صنعت نشر بود: تبدیلکردن، فهرستسازی و تلخیص مقالههای نشریه که مشتریان شرکت (اغلب ناشران آمریکایی) بهنوبه خود آنها را به کتابخانهها، انستیتوهای تحقیقاتی و مشترکین انفرادی میفروختند. این شرکت نیز مانند خیلی از شرکتهای برونسپار پردازش دانش، بر اساس خروجی کارمندان خود به آنها پرداخت میکرد، هرچه بیشتر تلاش میکردند بیشتر درآمد کسب میکردند و در مورد پروژه کتابخانه که مت آن را اجرا میکرد، بیشتر احتمال داشت اجازه یابند کار خود را از خانه انجام دهند.
. سانجیتا شاه بهاراواج، استاد مدیریت اطلاعات در انستیتوی توسعه مدیریت در گورگان هند است. [1]
[2]. مینا هامون، کارشناس ارشد مهندسی سیستمهای اقتصادی اجتماعی از موسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه و مدیر تدارکات یک شرکت مهندسی مشاور در زمینه صنعت نفت است.